مرتضى راوندى
261
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
گرفت و براى بار دوم ، اهميت سابق را مجددا احراز كرد . در زمان خواجه نظام الملك ، وزير الب ارسلان و ملكشاه ، نيشابور اهميت بسيارى بدست آورد و تقريبا دار العلم شد و مدارس متعدد در آن بنا شد و مركز علم و نظاميهاى در آنجا ايجاد گرديد . نيشابور ، در اين زمان ، داراى سيزده كتابخانه بود . كه مهمترين آنها پنجهزار جلد كتاب داشته است . . . در سال 530 هجرى ، نيشابور بواسطهء زلزله خراب شد و شهر مزبور در سال 538 آتش گرفت و در همين موقع بود كه طعمهء غارت تركان غز واقع شد و شهر را اهالى به كلى ترك كردند و شهر ديگرى در حومهء محل سابق كه عبد اللّه بن طاهر ساخته بود بنا نمودند . . . اين شهر بعدا به دست چنگيز و يارانش ، از بين رفت و ساكنين نيشابور ، شهر ديگرى در شمال شرقى ساختند . حمد اللّه مستوفى در سال 731 هجرى و ابن بطوطهء طنجى در سال 757 هجرى ، شهر نيشابور را ديده و آن را يكى از پرجمعيتترين شهرهاى ناحيهء خراسان دانسته ، از مسجد عالى و چهار مدرسهء آن مطالبى ذكر مىكنند . « 1 » در مقدمهء تاريخ نيشابور كه توسط دكتر بهمن كريمى ، نوشته شده نظريات عدهاى از دانشمندان و جهانگردان دربارهء ارزش اقتصادى اين شهر ذكر شده است . از جمله ابن رسته مىنويسد : « جنب شهر از يكطرف ، كوه بلندى سر كشيده بود . محوطهء شهر طولا و عرضا يك فرسنگ و شهر مانند ساير بلاد بزرگ آسياى وسطى ، مركب بود از قهندز يعنى ارك ، و شهرستان يعنى شهر ، و ربض يعنى خارج شهر . ارك جزو شهرستان نبود ولى بين آن و شهرستان فقط خندقى حايل بود . در قرن دهم ميلادى ، شهر بواسطهء ترقى تجارت و صنعت به ربض كه در قسمت جنوبى شهر واقع بود منتقل گرديد . . . مقدسى مىگويد : در بازار ، فزون از پنجاه مركز به صورت ميدان چهارگوشى موسوم به مربعة الكبيره بودند كه از آنجا به هر چهار سمت رديف دكاكين و كاروانسراها ممتد مىشد . . . قنواتى را كه به شهر آب مىدادند غالبا زيرزمين مىكشيدند . عدهء پلههايى كه براى رسيدن به آب پايين مىرفتند ، گاهى به صد مىرسيد . در خارج شهر ، آب در سطح زمين جارى بود و براى شرب اراضى به كار مىرفت . شهر به داشتن پارچههاى ابريشمى و نخى معروف بود و بطوريكه اصطخرى مىگويد اين پارچهها را به ماوراء ممالك اسلامى هم حمل مىكردند . ابن حوقل گويد : دكاكين و مهمانخانههاى نيشابور مملو از سازندگان صنايع مختلفه بود ، در حوالى شهر ، مس و آهن و نقره و فيروزه و معادن ديگر استخراج مىكردند . معادن فيروزه كه در كوههاى واقعه در 36 ميلى شمال غرب نيشابور در سر راه قوچان است تا به امروز در اهميت خود باقى و در دنيا يگانه معادن فيروزه است . . . مقدسى گويد : نيشابور انبارگاه مال - التجارهء فارس و كرمان و هند يعنى ولايات جنوبى و همچنين رى و جرجان و خوارزم بود . ياقوت علت ترميم سريع و تجديد عمارت شهر را همان موقعيت جغرافيايى آن مىداند : « نيشابور در حكم دهليز المشرق بود و كاروانيان نمىتوانستند از كنار آن گذشته و وارد شهر نشوند . » « 2 » در كتاب
--> ( 1 ) . ر ك : امام الحاكم ابو عبد الله محمد بن عبد الله نيشابورى ، تاريخ نيشابور . تلخيص احمد بن محمد بن الحسن بن احمد المعروف بالخليفة النيشابورى ، به كوشش بهمن كريمى . ( مقدمه ) ص « يو » تا « ل » . ( 2 ) . ر ك : ابو عبد الله محمد الضبى الطهمانى ، تاريخ نيشابور . به كوشش بهمن كريمى . ص « يو » .